ما چند نفر بودیم

 

از ما یکی در انقلاب کشته شد با تیری از غیب

 

یکی شکمش را کارد درید در جمهوری

 

یکی در حوالی آزادی بازداشت شد

 

 -و بعد از آن هرگز با ما چند نفر نبود-

 

از ما یکی ، تنها توانست به خانه برگردد

 

و خودش را از قلاب پنکه سقفی آویزان کند

 

تنها یک نفر توانست بمیرد