ما چند نفر بودیم!
ما چند نفر بودیم
از ما یکی در انقلاب کشته شد با تیری از غیب
یکی شکمش را کارد درید در جمهوری
یکی در حوالی آزادی بازداشت شد
-و بعد از آن هرگز با ما چند نفر نبود-
از ما یکی ، تنها توانست به خانه برگردد
و خودش را از قلاب پنکه سقفی آویزان کند
تنها یک نفر توانست بمیرد
+ نوشته شده در سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۳ ساعت توسط مهدی بنی اسدی
|
نامم را پدرم انتخاب کرد!